تبلیغات
چند دقیقه زندگی

چند دقیقه زندگی
قالب وبلاگ

بازهم امروز کوچه پسکوچه های شهرمان هوای غریبی داشت ...

و صدایی که طنین انداز شده بود:

 این گل پرپر از کجا آمده...                      از سفر کرببلا آمده...

حسین جان، زائران کربلایت امروز به خانه برگشتند...

امروز در ودیوار این شهر به گناه آلوده شده معطر بود از عطر حضور دو شهید که به تازگی در یک عملیات مبارزه با گروهک های تروریستی در غرب ایران به شهادت رسیده بودند.

امروز خیلی چیزهارا فهمیدم،

امروز فهمیدم که این همه مدت به اشتباه میخواندیم: در باغ شهادت را نبندید...

در باغ شهادت بسته نیست،این ما هستیم که خود را بسته ایم به این دنیای پست...

امروز فهمیدم نردبانی که همه دنبالش بودند را هنوز برنداشته اندو راه رسیدن به آسمان هنوز باز است، اما بالا رفتن از آن دلی میخواهد دریایی...

امروز دیدم حال آن خواهر شهید را که قاب عکس در دست در تشییع پیکر برادر تازه دامادش میخواند:

 این گل پرپر شده          هدیه به رهبر شده...

امروز فهمیدم که هنوز بسیار دلاورانی هستند که با افتخار شربت شیرین شهادت را می نوشند تا اسلام باشد، ایران باشد، من و تو باشیم...

 

ای رهبر عزیزم،

همانطور که این گلهای نو رسیده ی ما اینگونه پرپر شدند،

اگر اشاره ای کنی از سرهایمان کوه ها میسازیم تا سرت سلامت باشد،

جانهای ناقابلمان را هدیه میکنیم تا جان عزیزت سالم بماند.

 

ما پیروان نهضت سرخ حسینیم

ما عاشقان رهبرو پیر خمینیم

ما صف شکن شور علی در سینه داریم

شمشیر عشقش را به گردن میگذاریم.....


[ پنجشنبه 17 شهریور 1390 ] [ 10:56 ب.ظ ] [ ثنا ] [ نظر یادتون نره! ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب